سیاست پولی چیست؟ بررسی دقیق انواع سیاست پولی
فارکس

سیاست پولی چیست؟ بررسی دقیق انواع سیاست پولی

سیستم مالی و بازارهای مالی، همراه با بانک های تجاری و نهادهای غیره را می توان به موزاییک تشبیه کرد. زمانی که تک تک این قطعات از هم جدا هستند، به نظر نامرتبط و بیهوده می آیند اما وقتی که کنار هم قرار می گیرند، کاملا منسجم و باشکوه می شوند.

جالب است بدانید کل این سیستم به طور گسترده ای تحت تاثیر سیاست های پولی است و سیاست های پولی هم از طریق سیستم مالی به اقتصاد و تورم منتقل می شود. کافی است به بحران جهانی و چالش هایی که کووید و جنگ روسیه با اوکراین در جهان به وجود آورد، نگاه کنید؛ این مساله به خوبی وابستگی اقتصاد و کشورها را به سیاست های پولی، نشان می دهد.

اختلال در بخش های بزرگی از بازارهای مالی از طریق سیستم مالی گسترش یافت و باعث شد اقتصادها کند شده، مشاغل زیادی تعطیل شوند و کل جهان دچار اختلال شود. در یکی دیگر از سری مقالات ارزشمند وبسایت دنیای ترید؛ مرجع فارکس و ارزهای دیجیتال، در خدمت شما هستیم تا شما را با چیستی سیاست های پولی و اهمیت آن در اقتصادها، آشنا کنیم. امید ما این است که با مطالعه این مقاله گران سنگ، به درک جدیدی از سیاست پولی برسید.

سیستم مالی چیست؟

قبل از اینکه بخواهیم سروقت سیاست پولی برویم، بهتر است ابتدا با مفهوم سیستم مالی یا همان Financial System آشنا شویم.

سیستم مالی، سیستمی است که امکان تبادل وجه  و اعتبار میان مشارکت‌ کنندگان در بازارهای اقتصادی مانند وام‌ دهندگان، سرمایه‌ گذاران و وام ‌گیرندگان را فراهم می‌کند.

این سیستم‌ها بطور خاص در سطوح شرکتی، منطقه ای و جهانی فعالیت می کنند. در حقیقت سیستم‌های مالی برای برقرای ارتباط مؤثر و منظم میان سرمایه ‌گذاران و سپرده‌ گذاران، از اجزای مختلف و پیچیده‌ای تشکیل شده‌، که اغلب توسط بازارها و موسسات مالی پشتیبانی می‌شوند.

یک سیستم مالی مدرن از مجموعه‌ای از بانک‌های دولتی یا خصوصی، بازارهای مالی، ابزارهای مالی و خدمات مالی تشکیل می‌شود. سیستم‌های مالی امکان سرمایه ‌گذاری و جابجایی ابزارهای مالی را فراهم می ‌نمایند و نیز تخصیص بودجه میان بخش‌های مختلف اقتصاد را امکان‌پذیر می‌کنند، همچنین افراد و شرکت‌ها را قادر می‌سازند تا ریسک موجود را به اشتراک بگذارند.

سیاست پولی چیست؟

 حال که با مفهوم سیستم مالی آشنا شدید، می رویم تا با عبارت سیاست پولی بیشتر مانوس شویم.

سیاست پولی، مجموعه ای از ابزارهایی است که بانک مرکزی یک کشور برای ارتقای رشد اقتصادی پایدار از طریق کنترل عرضه کلی پول، در دسترس بانک ها، مصرف کنندگان و کسب و کارهای آن کشور، قرار می دهد.

به عنوان مثال، وزارت خزانه داری ایالات متحده امریکا توانایی ایجاد پول را دارد، اما فدرال رزرو بر عرضه پول در اقتصاد، که عمدتاً از طریق عملیات بازار آزاد (OMO) می باشد، تأثیر می گذارد.

اساسا فدرال رزرو این کار را از طریق خرید دارایی هایی مثل اوراق قرضه در زمان های بکارگیری سیاست پولی انبساطی و فروش اوراق قرضه در زمان های استفاده از سیاست انقباضی انجام می دهد.

مطالعه مقاله فدرال رزرو پیشنهاد می شود.

ضمنا دارایی های مورد علاوه فدرال رزرو در بازار آزاد، اوراق قرضه خزانه داری (UST) و اوراق قرضه رهنی یا اوراق با پشتوانه رهن های بانکی (MBS) است.

در حقیقت هدف فدرال رزرو این است که نرخ تورم نه خیلی بالا یا اصطلاحا داغ و نه خیلی پایین یا اصطلاحا سرد شود.

بانک مرکزی ممکن است به منظور جلوگیری از افزایش تورم و ممانعت از خرج کردن بی رویه مصرف کنندگان، نرخ های بهره را افزایش دهد. این نهاد همچنین می تواند در صورت صلاحدید، برای تشویق مردم به هزینه کردن و به منظور رونق اقتصادی، نرخ های بهره را نیز کاهش دهد.

در حقیقت سلاح اصلی که بانک های مرکزی در اختیار دارند، پول مردم است.

بانک مرکزی همچنین مسئول تعیین نرخ وام به دیگر بانک های درون کشور است. به عنوان مثال، زمانی که بانک مرکزی نرخ هایش را کاهش می دهد، تمام مؤسسات مالی دیگر نرخ‌هایی را که از مشتریان خود دریافت می‌کنند، تغییر می دهند.

این مساله شامل کسب ‌و کارهای بزرگ که برای پروژه‌های عظیم خود وام می‌گیرند تا خریداران مسکن که متقاضی وام مسکن می‌ باشند نیز، می شود.

همه مشتریان مذکور یک ویژگی مشترک دارند؛ آنها به شدت به نرخ های بهره حساس هستند. این مساله بدین منظور است که زمانیکه نرخ های بهره پایین است، آنها وام می گیرند و زمانیکه نرخ ها افزایش می باید، وام گرفتن را به تعویق می اندازند.

سیاست پولی به زبان ساده

به زبانی ساده سیاست پولی، کنترل مقدار پول موجود در اقتصاد و کانال هایی است که از طریق آن پول جدید عرضه می شود. هدف بانک مرکزی این است که با مدیریت عرضه پول، بر عوامل اقتصاد کلان از جمله تورم، نرخ مصرف، رشد اقتصادی و نقدینگی، تاثر بگذارد.

بانک مرکزی علاوه بر تعدیل نرخ های بهره، خرید و فروش اوراق قرضه دولتی و تنظیم نرخ ارزهای خارجی (فارکس)  را بر عهده دارد. ضمنا بانک مرکزی عهده دار مقدار پول نقدی است که بانک ها به عنوان ذخایر بانکی، ملزم به نگهداری آن هستند.

اقتصاددانان، تحلیلگران، سرمایه گذاران و کارشناسان اقتصادی، مشتاقانه منتظر تصمیمات شورای سیاستگذاری پولی و حتی صورتجلسات مقامات فدرال رزرو هستند تا بتوانند در سرمایه گذاری هایشان، تصمیمات درست تری بگیرند.

این گزارش در بازارهای مالی، تاثیرات بلند مدتی روی صنایع و کل اقتصاد دارد و جزو اخبار اقتصادی با درجه اهمیت بسیار بالا، تلقی می شود.

تصویر جلسات شورای سیاستگذاری

سیاست پولی، بر اساس ورودی های منابع مختلف تدوین می شود. در این راستا مقامات پولی به ارقام اقتصاد کلان مانند: تولید ناخالص داخلی (GDP)، تورم، صنایع و نرخ رشد دیگر بخش های مربوطه، نگاه می کنند.

در این جلسات همچنین، تحولات ژئوپلیتیکی نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد. به عنوان مثال: تحریم های نفتی، لغو آنها، بستن تعرفه های تجاری و مواردی از این شکل، رصد می شوند.

بانک مرکزی همچنین، نگرانی های گروه هایی که نماینده بعضی صنایع و کسب و کارها هستند، نظرسنجی های انجام شده توسط سازمان های خصوصی و دیگر ورودی های سازمان های دولتی را، در نظر گرفته و به حساب می آورند.

احکام دوگانه فدرال رزرو چیست؟

معمولا به مقامات پولی، اختیارات گسترده ای برای دستیابی به افزایش پایدار در تولید ناخالص داخلی (GDP)، پایین نگه داشتن نرخ بیکاری، حفظ ثبات در نرخ ارزهای خارجی (Forex) و تورم در محدوده قابل پیش بینی، داده می شود.

نکته مهم: علاوه بر سیاست های پولی یا Monetary Policy، یک ابزار اقتصادی دیگر نیز به نام سیاست مالی یا Fiscal Policy وجود دارد. دولت ها ممکن است با افزایش هزینه ها و استقراض خود، بخواهند رشد اقتصادی را تحریک کنند.

فدرال رزرو در ایالات متحده امریکا، مسئول سیاست های پولی کشور است. در همین راستا، فدرال رزرو چیزی دارد که معمولا به آن "احکام دوگانه یا ماموریت دوگانه" گفته می شود. این احکام، عبارتند از: رسیدن به حداکثر اشتغال و حفظ ثبات قیمت ها.

به زبانی ساده، فدرال رزرو همیشه موظف است رشد اقتصادی و تورم را تنظیم کرده و آن را متعادلانه حفظ کند. در همین راستا، فد باید نرخ های بهره بلند مدت را تقریبا پایین نگه دارد.
در کل، وظیفه اصلی فدرال رزرو این است که "آخرین پناهگاه" دیگر بانک ها و موسسات مالی باشد. وی باید نقدینگی دیگر بانک ها را تامین کند و به طور مستمر روی آنها نظارت داشته باشد تا بتواند در زمان های بحرانی، مانع از ورشکستگی و وحشت آنها بشود.

انواع سیاست های پولی

به طور کلی، سیاست های پولی به دو دسته: انبساطی و انقباضی، تقسیم می شوند.

سیاست پولی انبساطی

اگر کشوری به دلیل رشد کند اقتصادی و رکود با معضل بیکاری بالا مواجه شود، مقامات پولی کشور می توانند از سیاست پولی انبساطی استفاده کنند. این نوع سیاست منجر به رشد صنایع و در کل اقتصاد، خواهد شد.

به عنوان قسمتی از سیاست پولی انبساطی اغلب، مقامات پولی نرخ های بهره را به منظور تشویق مصرف کنندگان به خرج کردن، کاهش می دهند. آنها در واقع با این کار، پس انداز کردن را ناخوشایند و غیر قابل توجیه، می کنند.

فراموش نکنید که افزایش عرضه پول در بازار، با هدف افزایش سرمایه گذاری و هزینه مصرف کنندگان است. نرخ های بهره پایین تر بدین معنی است که اشخاص حقیقی و حقوقی، تاجران و دیگر کسبه، می توانند به وام های بسیار ارزان دسترسی داشته باشند.

بسیاری از اقتصادهای پیشرو در جهان، از بحران سال 2008 به این طرف، شروع به استفاده از این رویکرد کرده اند. آنها با انجام این کار، نرخ های بهره شان را صفر و یا نزدیک به صفر، نگه می دارند.

یکی از معایب سیاست پولی انبساطی، تضعیف ارز کشور مورد نظر و به وجود آمدن، تورم است.

سیاست پولی انقباضی

سیاست پولی انقباضی، درست نقطه مقابل سیاست پولی انبساطی است.

در سیاست پولی انقباضی، نرخ های بهره به منظور کاهش رشد عرضه پول و کاهش تورم، افزایش داده می شود.

اینکار می تواند جلوی رشد اقتصادی را بگیرد، آن را آهسته کند، و حتی بیکاری را افزایش دهد. ولی معمولا مقامات بانکی از این ابزار برای خنک کردن اقتصاد گر گرفته (منظور تورم بالا است) و چک کردن مداوم قیمت ها، استفاده می کنند.

یکی از مزایای سیاست پولی انقباضی، قوی تر شدن ارز کشور مورد نظر است.

ابزارهای بانک مرکزی برای اجرای سیاست پولی

بانک های مرکزی برای اجرای سیاست های شان به یکسری ابزار نیاز دارند. فراموش نکنید این ابزارها ممکن است از هر منطقه به منطقه ای دیگر و یا از هر کشور به کشوری دیگر، متفاوت باشند.

ما در این مقاله از ابزارهای فدرال رزرو امریکا برای اجرای سیاست های مالی اش، پرده برداری می کنیم.

1- خرید و فروش اوراق قرضه از طریق عملیات بازار آزاد

اولین ابزاری که فدرال رزرو امریکا از آن استفاده می کند، خرید و فروش اوراق قرضه کوتاه مدت از طریق عملیات بازار آزاد یا همان Open Market Operation است. به این مساله، OMO که مخفف سه کلمه بالا می باشد نیز، گفته می شود.

عملیات بازار آزاد، نرخ های بهره کوتاه مدت مانند نرخ وجوه فدرال یا همان Federal Fund Rate را هدف قرار می دهد. در حقیقت بانک های مرکزی اینکار را با تزریق پول به مارکت از طریق خرید دارایی ها و یا حذف پول از مارکت از طریق فروش دارایی ها، انجام می دهد.

بانک های زیر مجموعه بانک مرکزی نیز در واکنش به این کار فدرال رزرو، با دادن وام های ارزان از طریق نرخ های بهره پایین تر و یا وام های گران تر از طریق نرخ های بهره بالاتر، آنقدر این کار را ادامه می دهند تا نرخ بهره تارگت بانک مرکزی محقق شود.

2- نرخ تنزیل

ابزار بعدی که فدرال رزرو در اختیار دارد، نرخ تنزیل یا همان Discount Rate است. اگر دیگر بانک ها برای امور اضطرای خود از بانک مرکزی (به عنوان آخرین پناهگاه یا وام دهنده) درخواست وام کنند، فدرال رزرو این کار را با تغییر نرخ بهره انجام خواهد داد.

به زبانی ساده تر نرخ تنزیل نرخ بهره ای است که فدرال رزرو، دیگر بانک های تجاری و موسسات مالی را برای دریافت وام های شبانه یا کوتاه مدت، شارژ می کند.

3- سپرده قانونی

ابزار دیگری که فدرال رزرو در اختیار دارد، سپرده یا ذخیره قانونی یا همان Reserve Requirements است. مقامات بانک های مرکزی می توانند سپرده های قانونی را دستکاری کنند.

در حقیقت سپرده قانونی، مبالغی است که بانک ها برای اطمینان از اینکه مشتری ها قادر به پرداخت بدهی های شان هستند، نزد خود نگهداری می کنند.

کاهش مقدار این سپرده های قانونی، به بانک ها کمک می کند تا مبالغ بیشتری برای وام دادن یا خریدن دارایی های دیگر، داشته باشند. برعکس، افزایش این ذخایر باعث کاهش وام دهی بانک ها و در نتیجه کند تر شدن رشد اقتصاد می شود.

4- سیاست های پولی نامتعارف

ابزار دیگری که فدرال رزرو امریکا در اختیار دارد، استفاده از سیاستی است که به آن سیاست پولی نامتعارف یا غیر متدوال گفته می شود. این سیاست، اخیرا محبوبیت زیادی بین بانک های مرکزی به وجود آورده است.

همزمان با شروع بحران مالی سال 2008 و یا بحران همه گیری کووید، فدرال رزرو شروع به افزایش ترازنامه بانکی خود کرد. فد این کار را با خرید اوراق قرضه خزانه داری و اوراق قرضه رهنی یا همان اوراق قرضه با پشتوانه وام های مخصوص خرید مسکن کرد.

مطالعه مقاله ترازنامه فدرال رزرو پیشنهاد می شود.

دلیل نامگذاری سیاست پولی نامتعارف این است که این روش قبلا مرسوم نبود و با شروع اینگونه بحران های مالی در جهان، فدرال رزرو از آن رونمایی کرد. در همین راستا، دیگر بانک های مرکزی نیز از آن بهره مند شده و استفاده کردند.

همینطور که مشاهده می کنید، بانک های مرکزی ابزارهای بسیار متنوع و قدرتمندی برای شکل دادن توقعات و انتظارات مارکت، در اختیار دارند. فدرل رزرو امریکا، این کار را در جلسات ماهانه و سالانه خود که به صورتجلسات بانک مرکزی امریکا معروف است و از طریق صدور بیانیه های خود، انجام می دهد.

در این راستا، سرمایه گذارانی که قادر هستند از قبل نتایج درست این جلسات را حدس بزنند، سودهای کلانی به جیب می زنند.

تصویر سیاست پولی در مقابل سیاست مالی

هرکس که دستی در بازارهای مالی دارد، حتما با این دو عبارت سیاست پولی و سیاست مالی مواجه شده و یا حداقل آن را شنیده است. هر زمان که صحبت از تاثیرگذاری روی نتایج اقتصاد کلان می شود، دولت ها معمولا به یکی از دو روش زیر، چنگ می اندازند: سیاست پولی (Monetary Policy) و سیاست مالی (Fiscal Policy).

سیاست پولی

در واقع زمانی که صحبت از سیاست پولی می شود، منظور مدیریت عرضه پول و نرخ بهره توسط بانک های مرکزی است. هر زمان که ایالات متحده امریکا دچار یک بحران مالی می شود، فدرال رزرو برای به حرکت درآوردن چرخ اقتصاد، شروع به ارائه وام های ارزان قیمت و تزریق پول زیاد از طریق خریدن اوراق قرضه می کند.

بانک مرکزی امریکا این کار را با کاهش نرخ های بهره بانکی انجام می دهد.

برعکس اگر تورم شروع به افزایش کند و اصطلاحا اقتصاد گر بگیرد، بانک مرکزی از ابزار دیگری استفاده می کند. در این نوع سیاست، فدرال رزرو شروع به افزایش نرخ های بهره می کند تا وام گرفتن برای موسسات و کسب و کارهای مالی، دشوار شود.

در حقیقت این کار فدرال رزرو امریکا، پول فراوانی که باعث ایجاد تورم شده را از چرخه اقتصاد حذف می کند.

سیاست مالی

نحوه کسب درآمد دولت مرکزی ایالات متحده از طریق دریافت مالیات و نحوه خرج کردن پول است که به آن، سیاست پولی گفته می شود.

دولت فدرال امریکا برای تحریک و توسعه اقتصاد، نرخ های مالیات را کاهش می دهد که این کار در واقع باعث افزایش هزینه های خودش می شود. برعکس این کار نیز صادق است، یعنی دولت امریکا برای مبارزه با تورم بالا، شروع به افزایش مالیات ها کرده که این کار باعث کاهش هزینه های دولت می شود.

در حقیقت سلاح اصلی بانک مرکزی امریکا یا همان سیاست پولی برای این کار، نرخ بهره است و سلاح اصلی دولت ایالات متحده یا همان سیاست مالی، مالیات است.

هرکدام از این سیاست ها، منظور سیاست پولی و سیاست مالی، مزایا و معایب خودشان را دارند که در حوصله این مقاله، نمی گنجد.

نتیجه گیری

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.

همینطور که در این مقاله مشاهده نمودید سیاست پولی، در واقع نحوه تاثیرگذاری بانک های مرکزی بر عرضه، تقاضا، قیمت پول و اعتبار به منظور هدایت سکان اقتصادی یک کشور است. به دنبال قوانین تصویب شده فدرال رزرو در سال 1913، این اختیار به فدرال رزرو داده شد تا سیاست های پولی ایالات متحده امریکا را تعیین و تدوین کند. فدرال رزرو نیز به نوبه خود برای اجرای این سیاست ها، از ابزارهایی مثل: عملیات بازار آزاد فدرال، نرخ تنزیل، سپرده های قانونی و سیاست های پولی نامتعارف استفاده می کند .

سرمایه گذاران و معامله گران بازارهای مالی نیز از نزدیک این جلسات و تصمیم گیری های مقامات بانک مرکزی امریکا را دنبال می کنند تا بتوانند سرنخ هایی برای تریدهای موفق تر، بدست بیاورند.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه


0 دیدگاه


مطالب مرتبط